|
از وابستگي
تا ناكامي عبدالكريم
ارمشي بيشك گذشته
هر قومي نشاندهنده هويت تاريخي و فرهنگي و شناسنامه آن قوم ميباشد. تاريخ خلق
تركمن نيز هميشه با فراز و نشيبهاي فراواني روبرو بوده است و در يك كلام اينكه
با خون آميخته است. اما از جهتي همين تاريخ، هميشه از طرف عدهاي مورد تحريف
قرار گرفته و آن را وارونه جلوه دادهاند. بنابراين وظيفه محققين تركمن است كه
با تحقيق و تفحص آنچه را كه حقيقت مينمايد به مردم ارائه دهند. مخصوصاً در مورد
دوران ستم شاهي پهلوي كه محققين در مورد گذشته تركمنها در اين عصر و دوران كار
بخصوصي ارائه ندادهاند تا مورد نقد ونيز تفسير قرار گيرد. جوانان تركمن نيز به
جرأت ميتوانم بگويم كه 90 درصد در مورد تاريخ خود در اين دوران ناآشنا هستند.
البته براي آشنايي با اين دوران حركتهايي در مطبوعات محلي انجام ميپذيرد. به
عنوان نمونه ماهنامة صحرا مقالاتي را به قلم دكتر منصور گرگاني ارائه داده است
كه بسيار با ارزش و ذيقيمت است. اما گذشتة تركمنها در عصر پهلوي نياز به تحقيق
از تمام زوايا دارد كه وظيفة نويسندگان و محققين تركمن است و البته همه نشرياتي
كه به فرهنگ وتاريخ تركمن ميپردازند. بنابراين با توجه به اين لزوم در اين چند
سطر نگاهي اجمالي به فعاليت احزاب وگروهها در تركمن صحرا مينماييم. آنهم در
نشريه فراغي تا حقي را كه بر گردن داريم ادا نموده باشيم. البه و صد البته اميد
به نقد آن از طرف خوانندگان گرامي را داريم، تا در شفافيت تاريخ تركمن از غبار
تحريف و تقطيع ياري رساند «انشاء الله». از وابستگي تا
ناكامي فعاليتهاي
حزبي در تركمن صحراي عصر پهلوي بيدادگريهاي
حكومت ديكتاتور رضا شاه كه در دهة دوم حكومت خود به اوج رسيده بود موجب شد تا
روشنفكران و مردم ستمديده ايران به فعاليتهاي زير زميني و گروهي براي مبارزه
بااين رژيم بپردازند. مردم تركمن و روشنفكران آن زمان نيز از اين قائده
مستثني نبودند و به سبب بيگاريهاي سياه شاه و مباشران محلياش كه پس از شكست
قيام استقلال طلبانه تركمنها به رهبري عثمان آخوند در سال 1304 آغاز و با غصب
زمين در سال 1312 تشديد فوق العادهاي يافته بود سعي كردند به فعاليتهاي زيرزميني
و حزبي به صورت مخفي بپردازند. «در ارديبهشت 1316 شهرباني 53 نفر را به اتهام
تشكيل سازمان اشتراكي مخفي، انتشار بيانيه اول ماه مه (روز كارگر)، راه انداختن
اعتصاب در دانشكده فني و ترجمه رسالههاي الحادي مثل كاپيتال ماركس و مانيفيست
كمونيست بازداشت كرد از جملة مهمترين بازداشتها بود».[1] 48 نفر از 53 نفر در آبان 1317 محاكمه شدند
كه در بين اين 48 نفر كه عمدتاً از روشنفكران جوان فارسي زبان مقيم تهران بودند
نام يك تركمن نيز به چشم ميخورد كه «آنا قليچ بابايي»[2]
نام داشت. اين شخص در دوران محمد رضا پهلوي از فعالترين اشخاص حزبي در تركمن
صحرا بود. پس از شهريور 1320 كه ارتش متفقين رضا شاه را ساقط نموده و پسرش را
جايگزين او نمود دورهاي چندساله از فشارها كاسته شد و آزاديهاي نسبي اعطا
گرديد. احزاب و گروهها نيز نهايت استفاده را از اين فضاي نسبتاً باز نموده به
ايجاد شعباتي در شهرهاي دور و نزديك ايران نمودند. در اين ميان حزب توده كه
انديشههاي كمونيستي را اشاعه ميداد و به شوروي سابق وابستگي داشت در تركمن
صحرا نيز شعباتي را ايجاد نمود. گرگان، گنبد و بندر تركمن «در بندر تركمن شخصي
به نام «مهندس» داخته مسئول حزب توده اين شهر بود و در گنبد «بهلكه» مسئول حزبي
گنبد بود.[3] اما مهمترين
كسي كه در انتشار و گسترش افكار حزب توده در تركمن صحرا فعاليت داشته و شعبههاي
تركمن صحرا بدست او تشكيل شده بود «احمد قاسمي “نامي”» بود كه از اعضاي مركزي
حزب توده و مسئول حزبي شهر گرگان بود.[4]
او براي كار حزبي در ميان تركمنها از طرف حزب توده به گرگان فرستاده شده بود. از
طرفي «روزنامه گرگان از طرف حزب توده در شرق مازندران راه اندازي شده بود در سال
1323 حزب به سازمان گرگان اختيار داد كه بيانيههاي حزب را به زبان تركمني ترجمه
كنند»[5]
و به چاپ برسانند تا در جذب تركمنان به حزب ياري رساند. اما با همة اين فعاليتها
بنا به نوشته پروانه آبراهاميان در كتاب ايران بين دو انقلاب «عمدهترين
هواداران حزب توده در تركمن صحرا تنها در ميان كارگران ساختماني تركمن بودند».
علت اين عدم موفقيت را شايد بتوان در ايدههاي كمونيستي حزب توده و نيز وابستگي
اين حزب به شوروي يافت كه بزرگترين دشمن اعتقادي تركمنها بشمار ميرفت و با روح
اسلام سازگاري نداشت. درحالي كه تركمنها مردمي متعصب در اسلام بودند. با همة اين
وجود در همان دوران گروه ديگري با ايدههاي كمونيستي وارد تركمن صحرا شده و به
فعاليت پرداختند. (اين گروه كه اتحادية كارگران و بزرگان ايران نام داشت پس از
شهريور 1320 دامنة توسعه تشكيلاتش به گرگان و گنبدكاووس كشيده شد. رهبري تشكيلات
اين گروه در گرگان بر عهدة آنا قليچ بابايي وعلوي كه وكلاي دادگستري بودند
افتاد. در بندر تركمن نيز كارگران مسئول تشكيلات بود».[6]
البته نكتة اساسي در مورد فعاليتهاي زياد كمونيستها در شمال ايران اين است كه
از شهريور 1320 تا اوايل 1325 نيروهاي شوروي كمونيسيتي شمال ايران را در تصرف
خود داشتند و دست احزاب كمونيسيت ايران را در فعاليتهايشان باز گذاشته بود. به
طوري كه حتي عدهاي از افسران تودهاي خراسان به قصد ايجاد شورش در تركمن صحرا
قيام كردند و به تركمن صحرا وارد شدند كه
توسط ژاندارمها درگنبد كاووس قتل عام گرديدند. خلاصة ماجرا از اين قرار
بود كه اين عده به رهبري سرگرد علي اكبر اسكنداني راهي تركمن صحرا شدند در بين
راه نيز پادگان مراوه تپه را خلع سلاح نمودند. اينان در گرگان با احمد قاسمي و
در گنبد نيز با بهلكه مسئول حزبي گنبد پيرامون چگونگي عمليات مذاكراتي داشتند.
تا هماهنگي لازم را به دست آورند. اما در 21 مرداد 1324 در گنبد در مقابل
ساختمان شهرباني توسط پليس و ژاندارمها مورد حمله قرار گرفته عدهاي كشته و زخمي
و چند تن نيز دستگير شدند و بقيه گريختند. البته در مورد اين واقعه سخن فراوان
است و در شمارههاي آتي سعي خواهد شد به صورت مفصلتري پيرامون اين قيام مطلب
ارائه گردد. |
[1]-
اين بين دو انقلاب ،نوشته پروانه آبراهاميان
[2]
- هر چند 27 نفر از اين 53 نفر معروف پس از مدتي حزب توده را بنيان نهادند. اما
آنا قليچ بابايي وارد اين حزب نگرديد و از عضويت در آن امتناع ورزيد.
[3]
- قيام افسران خراسان، علي اصغر احساني
[4]
- استرآباد و گرگان در بستر تاريخ، اسداله معطوفي
[5]
- ايران بين دو انقلاب
[6]
- خاطراف يوسف افتخاري