Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

مصاحبه با اسماعيل بابكي:

من فرضيه گلدباخ را اثبات مي‌كنم

 

\ لطفا خودتان را معرفي كنيد:

\\ بنده اسماعيل بابكي متولد 1335 در گنبد كاوس مي‌باشم. فوق ليسانس بوده و 23 سال سابقه تدريس رياضي در دبيرستان و دانشگاه دارم. از بدو استخدام در آموزش و پرورش مينودشت بودم و تا سال 76 در دبيرستانهاي مينودشت و دانشگاه پيام نور گنبد كاوس تدريس مي‌كردم. در سال 77-76 به تهران منتقل شدم و اكنون دبير رياضي آموزش و پرورش منطقه 4 تهران مي‌باشم. در دو رشته تحصيلي درس خوانده‌ام، رشته رياضي و رشته مهندسي صنايع، و اكنون مهندس ارشد صنايع مي‌باشم ولي كار اصلي و تخصصي‌ام بيشتر با رشته رياضي است و كارهاي تحقيقاتي در رياضي مي‌كنم.

\ در مورد تحقيقات رياضي، تاكنون چه موفقيت‌ها و ابداعات يا اكتشافاتي داشته‌ايد؟

\\ ابتدا تعميمي بر قضية فيثاغورس د رفضاي سه بعدي با راه حل هندسي ارائه كردم كه در نشريه رشد رياضي شماره 16 صفحات 80 و 81 به چاپ رسيد. اما كارهاي بعد‌ي‌ام همگي در مبحث نظريه اعداد بودند كه از آن جمله كشف اعداد حلقوي كه انعكاس جهاني يافت و از طرف دانشگاههاي آكسفورد و شفيلد انگلستان تأييد گرديده به عنوان يك مبحث جديد در نظريه اعداد پذيرفته شد و در آنجا به نام بنده تحت نام جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسد. خبر آن نيز از روزنامه‌ها و نشريات علمي ايران و اروپا و همچنين از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اعلام گرديد. از طرف مسئولين مملكتي نيز مورد لطف قرار گرفتم ومجلس شوراي اسلامي، دفتر رياست جمهوري، وزير آموزش و پرورش، استانداري، معاونت سياسي و امنيتي و فرمانداري و جوايزي به بنده اهده نمودند.

فرمولي براي محاسبه محيط تقريبي بيضي ارائه نمودم كه خطاي نسبي آن بطور متوسط كمتر از يك در ميليارد بود و در نشريه رياضي شماره 16 از تقريب خوب آن ياد شده است. البته بد نيست بدانيم كه در عالم رياضي، فرمولي براي محاسبه محيط بيضي وجود ندارد و وجود نخواهد داشت، البته فرمول معمولي كلاسيك.

تابع جديدي در نظريه اعداد ارائه نمودم و به كمك آن چهار قضيه جديد در نظريه اعداد ابداع و اثبات كردم كه در نشريه گروه رياضي آموزش و پرورش منطقه 4 تهران در بهار 78 به چاپ رسيد.

در بيست و دومين كنفرانس بين‌المللي رياضي كه در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار گرديد و اساتيد رياضي ايران و ده‌ها كشور جهان در آن شركت داشتند، نماينده  ايران در مبحث تئوري اعداد، بنده بودم كه از طرف دانشگاه پيام نور گنبد در كنفرانس شركت كرده بودم ومقاله بنده جهت سخنراني در قسمت بين المللي كنفرانس پذيرفته شد.

ابداعات و مقالات ديگري نيز دارم كه از حوصله اين بحث خارج است و مي‌خواهم از مهمترين و بزرگترين كارم يعني اثبات «فرضيه گولدباخ» بگويم كه پس از سالها تلاش موفق به اين كار شدم و حدود 12 سال بر روي آن كار كردم.

\ مي‌توانيد بگوئيد «فرضية گولد‌باخ» كه اينهمه سر و صدا بپا كرده ( و اخيراً هم در رابطه با شما) چيست تا خوانندگان غير رياضي هم با آن آشنا شوند.

\\ فرضيه گولد‌باخ حدود 5/2 قرن پيش به جهان رياضيات عرضه گرديد. كريستين گولدباخ مورخ آكادمي علوم سن‌پطرزبورگ و معلم رياضي تزار (پطر دوم) و فرزندان تزار بود. در سال 1742 ميلادي، گولدباخ طي نامه‌اي به لئونارد اولر رياضيدان نامدار سوئيسي اين فرضيه را پايه‌ريزي كرد و عنوان نمود كه من به يك مساله ريشه‌اي و پايه‌اي رسيده‌ام كه با مثال‌هاي زيادي آزمايش كرده‌ام، ولي قادر به اثبات آن نيستم. اولر نيز سالها براي حل و اثبات آن كوشيد ولي توفيقي حاصل نكرد. از آنجا كه صورت مساله ظاهراً ساده و ضمناً يك مساله پايه‌اي بود و با اثبات شدن آن ، نتايج و به اصطلاح شاخ و برگ‌هاي زيادي از آن مي‌روييد، به اين فرضيه اهميت ويژه‌اي بخشيد. لذا دانشمندان بسيار زيادي در طول اين حدوداً 250 سال براي اثبات اين فرضيه كوشيدند، ولي فرضيه همچنان لاينحل باقي ماند. دانشمندان و رياضيدانان بزرگي چون اولر، گاوس، لژاندر، ديريكله، ددكيند، كانتور و هزاران هزار رياضيدان در طول اين قرون، در مبارزه با آن ناكام ماندند. در قرن بيستم، در سال 1923 دو رياضيدان بنام‌هاي هاردي Hardy و ليتل وود Little wood كه بطور مشترك سالها بر روي اين فرضيه كار كرده بودند، به حل مساله نزديك شدند وتوانستند مساله‌اي ديگر را كه كمي نزديك به اين فرضيه بود ارائه نمايند. اما فرضيه گولدباخ همچنان لاينحل باقي ماند. در سال 1996 رياضيدان و دانشمندي چيني به نام چن جين رن Chen Jin Ran قدم خوبي براي نزديك شدن به مساله برداشت و ثابت كرد كه عدد زوج به اندازه كافي بزرگ را مي‌توان بصورت مجموع يك عدد اول و يك عدد ديگري نوشت كه دومين عدد حداكثر دو عامل اول دارد. اما فرضيه اصلي همچنان لاينحل باقي ماند. اخيراً نيز پروفسور Richstein از دانشگاه Giessen آلمان با رايانه‌اي پرقدرت نشان داد كه گولدباخ تا عدد 1014*4 با مثال درست در‌مي‌آيد ولي نتوانست به اثبات كلي آن دست يابد. فرضيه گولدباخ «هر عدد زوج بزرگتر از 2 قابل تجزيه بصورت مجموع دو عدد اول است».

اگر اين فرضيه اثبات گردد فرضيه‌ها و قضيه‌هاي زيادي به كمك آن حل شده و انقلاب بزرگي در نظريه اعداد به وقوع مي‌پيوندد. يك مثال كوچك در اهميت اين فرضيه اينكه براي اثبات كننده آن يك ميليون دلار جايزه نقدي تعيين گرديده است.

\ شما كي اين فرضيه را اثبات كرديد و عملكرد شما پس از آن چه بوده است؟

\\ بنده پس از 12 سال مطالعه و تلاش، سرانجام در سال گذشته «سال 79- سال جهاني رياضيات- سال مولا علي (ع)» موفق به اثبات نهايي و قطعي آن گرديدم.ابتدا اثبات فرضيه در گروه رياضي دانشگاه فردوسي مشهد و توسط پروفسور دكتر رجب‌زاده مقدم مورد بررسي و تأييد قرار گرفت. با راهنمايي ايشان، جهت چاپ در يك نشريه بين‌المللي رياضي، ابتدا مقاله را به نشريه اسپكترم رياضي دانشگاه شفيلد انگلستان فرستاديم. حدود دو ماه در آنجا تحت بررسي بود و چون كوچكترين ايراد و اشكالي بر اثبات فرضيه وارد نگرديد به پيشنهاد پروفسور ديويد شارپ (سردبير آن نشريه) و از آنجا كه اين فرضيه بطور تخصصي به شاخه نظريه اعداد از رياضي مربوط مي‌شود، قرار شد جهت چاپ به نشريه مخصوص نظريه اعداد در دانشگاه ايالت اوهايو آمريكا فرستاده شود. مجدداً با راهنمايي‌هاي پروفسور رجب‌زاده و تنظيم اثبات فرضيه بصورت يك مقاله 27 صحفه‌اي آن را به Journa of  Number Theory دانشگاه اوهايو فرستاديم. از دوم سپتامبر 2000 (اوايل شهريور 79) بررسي مقاله به سرپرستي پروفسور گاس (D.Goss)  سرگروه مسئولين بررسي مقاله بنده و پروفسور رنكوبوجانيك (R.Bojanic) سردبير نشريه، آغاز گرديد و پس از حدود دو ماه بررسي در تاريخ 26 اكتبر 2000 (و پيدا نشدن هيچگونه ايراد و اشكال) با بنده قرار‌داد چاپ بستند.

طبيعي است كه بايد در اولين شماره بعد از آن چاپ مي‌گرديد و خبر حل شدن مساله تاريخي رياضيات و شكسته شدن سد 250 ساله بشري، از رسانه‌هاي گروهي كليه كشور‌هاي جهان اعلام گردد و صداي انفجار اين خبر از صداي انفجار بمب اتمي درهروشيما و ناكازاكي شديد‌تر باشد. (البته در جهت مثبت وسازندگي نه تخريب) و افتخاري براي كشور عزيزمان، كه اين مشكل بشري به دست يك ايراني و يك مسلمان آنهم در سال مولا علي (ع)، گشوده شده است. اما چند ماه گذشت ولي به زير چاپ نرفته بود. علت را جويا شدم. جواب دادند كه مسئولي كه بايد روي مقاله بنده، گزارش براي چاپ آماده مي‌نمود (و به اصطلاح داور چاپ يا ويراستار) اولي پس از چند ماه نتوانست گزارش را بنويسد و به نفر دوم سپرديم. نفر دوم در مسافرت بود و به سومي سپرديم. نفر سوم (البته پس از چند ماه) يادش آمد كه سرش شلوغ است و و 22 مي 2001 به فرد ديگري سپرديم و آخرين نامه اين بود كه در 28 ژوئن 2001 به فرد ديگري سپرديم.

تا به امروز كه بيش از 12 ماه مي‌گذرد و در اين مدت در ايران و انگلستان و آمريكا كليه اساتيدي كه مقاله بنده را خوانده‌اند، كوچكترين ايرادي بر آن وارد نكرده‌اند، هنوز هم سعي دارند به انحاء مختلف مقاله را ديرتر چاپ كنند. در اين مورد دو نوع طرز تفكر وجود دارد، مراكز و عزيزاني كه با ديد سياسي به موضوع مي‌نگرند معتقدند كه دانشگاه اوهايو با ايجاد زمان و فرصت، اميدوار است كه در اين فاصله استادي از آمريكا يا اروپا بتواند راه حل ديگري براي فرضيه بيابد و براي بنده شريكي بتراشد تا جمهوري اسلامي ايران صرفاً اولين وتنها كشور ثابت كننده اين فرضيه تاريخي و اين مشكل 250 ساله بشري نباشد. گروه دوم كه با ديد علمي به مساله مي‌نگرند معتقدند كه طول زمان طبيعي است. زيرا بخاطر اهميت ويژه فرضيه كه قرنهاست دانشمندان نامدار كره زمين را به زانو درآورده، طبيعي است كه نكته نكته آن را بارها و بارها بازبيني مجدد نمايند. اما در هر حالت اين حق ما و حق تك تك هموطنان ما و حق نظام اسلامي ماست كه نام ايران عزيز به عنوان اولين كشور ثابت كننده، در كتابهاي درسي و غير درسي كليه كشورهاي جهان، ثبت شده و هزاران سال نام ايران در تاريخ بدرخشد، هم حالا و هم براي آيندگان.

لذا با همفكري تعدادي از مسئولين دلسوز، قرار شد در همين كشور خودمان، اساتيد رياضي خودمان جلسه‌اي ترتيب دهند وبنده فرضيه مذكور را اثبات و انشاء الله پس از آن، اثبات فرضيه گولدباخ توسط جمهوري اسلامي ايران به تمام دنيا اعلام نماييم تا لااقل مدركي براي اولين كشور بودن داشته باشيم. زيرا هر لحظه ممكن است از يك گوشه جهان، شخصي پيدا شود و فرضيه را ثابت نمايد و افتخاري كه حق كشور ماست از بين برود. بخصوص كه از يكسال پيش با اعلام جايزه يك ميليون دلاري از سوي انتشاراتي فابراندفابر جمع ديگري با انگيزه مادي به محققين قبلي اضافه شده‌اند. البته 12 سال پيش كه بنده شروع به حل مساله نمود نام و نشاني از جايزه مادي نبود. هر چند بنده با جايزه مخالف نيستم. اما متاسفانه در حال حاضر اين جايزه براي بنده مشكل آفرين شده است و ضرورت تشكيل يك جلسه را بيشتر مي‌نماياند. خلاصه مطلب اينكه چند ماه است بنده دوندگي كرده و به مراكز علمي و دولتي مختفلي سر زده‌ام اما تا كنون موفق نشده‌ام جلسه‌اي حتي با پنج شش نفر استاد رياضي تشكيل دهم و در اصل نميدانم كدام مركز مسئول و متولي اين امر است. هر مركزي به نوعي از خود سلب مسئوليت مي‌كند و هر كدام به ديگري ارجاع مي‌كنند. حتي شخصاً به اساتيد رياضي مختلفي مراجعه كردم. از تك تك آنها بطور شخصي صدها آفرين گرفتم. اما در صحبت رسمي، هيچكدام دوست ندارند نفر اول شده پا پيش بگذارند ولي براي نفرات دوم و سوم و به بعد بودن به شدت اعلام آمادگي مي‌نمايند. البته قصد بنده جسارت به حضور اساتيد گرامي نيست و به آنها حق مي‌دهم زيرا نفر اول، مسئول كليه سؤال‌ها و جواب‌ها شده و مسئوليت چنين بار سنگيني فقط به دوش او مي‌افتد. بدين علت بود كه پيشنهاد يك جلسه رسمي چند نفره نمودم تا يك جمع يا يك مركز مسئوليت را به عهده بگيرد نه يك فرد.

البته بي‌انصافي است اگر انتقاد عمومي نمايم زيرا اساتيدي هم بودند كه واقعاً و دلسوزانه همكاري نمودند كه در اين ميان به نام دانشمند محترم پروفسور رجب‌زاده مقدم به كرات بر‌مي‌خوريم (از گروه رياضي دانشگاه فردوسي مشهد و رئيس 22 امين كنفرانس بين‌المللي رياضي در دانشگاه فردوسي مشهد) كه مقاله 27 صفحه‌اي بنده را ويراستاري و تلخيص نموده بصورت يك مقاله هشت صفحه‌اي تنظيم نمودند تا براي مطالعه اساتيد، وقتگير نباشد. از آقاي دكتر رسوليان (رئيس گروه رياضي دانشگاه تهران) جاي تشكر دارد كه پس از مطالعه مقاله بنده، اعلام آمادگي نمودند تا استاد راهنماي بنده رد اين فرضيه باشند. اقاي دكتر فرجامي عضو هيئت علمي دانشگاه تهران در يك مورد توضيحي، به زيباتر شدن مقاله كمك كرده و به بار علمي آن افزودند. همكار و دوست خوبم آقاي دكتر آنا گلدي مهمياني،عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور گنبد،در معرفي اساتيد متخصص اين رشته در كشور، به عنوان پل ارتباطي علمي، عمل كرده كمك فراواني نمودند. همچنين تعدادي ديگر از اساتيد رياضي كشور كه با مطالعه مقاله و آفرين گفتن بخاطر بديع و روان بودن اثبات، اين حقير را مورد لطف و تشويق قرار دادند كه از اين عزيزان دانشمند نيز جاي تشكر دارد. اما يك مركز مسئول بايد وجود داشته باشد كه بتواند تعدادي از اساتيد رياضي را در يك جلسه رسمي گرد هم آورد و اين امانتي را از بنده بطور رسمي تحويل بگيرد. امانتي كه 5/2 قرن بشر به دنبال آن است. ولي مدت يك سال است كه در دست بنده در مغز بنده خاك مي‌خورد. چرا؟ براي تحويل دادن امانتي و يافتن چنين مركز مسئولي به مراكز بسيار زيادي سر زدم از جمله چندين دانشگاه، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، انجمن رياضي ايران، سي و يكمين كنفرانس رياضي، كنفرانس جبر در اروميه و ده‌ها مركز ديگر. حتي يك نفر از يكي از مراكز نظرش اين بود كه مقاله شما چون نام دانشمنداني مانند پروفسور رنكوبوجانيك و پروفسور گاس از آمريكا و پروفسور ديويد شارپ از انگلستان و پروفسور رجب‌زاده مقدم از ايران را يدك مي‌كشد، اساتيد ما چه نظري بر روي نظر اين دانشمندان نامدار مي‌توانند بدهند؟ در حاليكه بنده معتقدم اساتيد رياضي ما نه تنها چيزي از آنها كم ندارند بلكه در بسياري موارد مقدم بر آنان‌اند. البته نامبرده با اين نظر خود مي‌خواست مرا متقاعد كند كه صبر كنم تا آنها در شماره‌هاي بعدي چاپ نمايند حتي اگر طول بكشد، و خوشحال باشم كه اين افراد از مقاله بنده ايراد نگرفته‌اند و بدون عجله منتظر چاپ آنها باشم. در حاليكه از لحاظ زماني دقيقه‌ها و ثانيه‌ها مهم است.

\ انتظار شما از مسئولين مملكتي چيست؟

\\ اولاً مركزي را كه متولي اين امر است مشخص كرده سپس يك جلسه متشكل از چند استاد رياضي ترتيب دهند تا بنده امانتي‌ام را به آنها تحويل دهم. البته مراكزي بودند كه با بنده همكاري كردند. مانند رياست جمهوري (امور علمي دفتر شوراي جذب نخبگان)

اخيراً هم يكي از مراكز همكاري بسيار صميمانه‌اي با بنده داشتند كه هر چند يك مركز سياسي است و صرفاً علمي نيست ولي در بسياري از موارد به عنوان معرف وحامي بنده عمل كرده و دلسوزي آنها براي بنده، براي مقاله و براي افتخار مملكت، باعث شد تا چند تا از مراكز علمي به تكاپو بيفتند كه جا دارد در اينجا از آقايان محمدي، واحدي و ديگر عزيزان اين مركز صميمانه تشكر نمايم. مجدداً تأكيد مي‌كنم كه از مسئولين مملكتي تقاضاي تشكيل يك جلسه دارم و براي اينكه بهانه‌اي براي آنها وجود نداشته باشد بايد عرض كنم كه قبلاً نيز چهار بار اين تقاضايم را تكرار كرده‌ام. 1- در روزنامه ايران، سه شنبه 10 خرداد 79 صفحه 5. 2- روزنامه ايران يكشنبه 31 تير 80 صفحه 5. 3- روزنامه جام جم پنجشنبه 11 مرداد صفحه 11 در گفتگو با اقاي مشيري مديريت محترم شبكه 2 سيما. 4- روزنامه جام جم شنبه 3 شهريور 80 ، صفحه اول و صفحه 12.

يادم مي‌آيد در يكي از كشفيات قبلي‌ام كه از خارج از كشور اقدام كرده بودم در بعضي از مصاحبه‌هايم، خبرنگاران مي‌پرسيدند كه چرا از داخل كشور اقدام نكرده‌ايد؟ اكنون جواب چنين سؤالاتي را مي‌توانم بدهم كه ماه‌هاست در داخل كشور بدنبال فقط تشكيل يك جلسه رسمي مي‌باشم ولي تاكنون موفق به اين كار نشده‌ام. بخصوص كه اين يكي از فرمول‌ها و كشفيات قبلي‌ام فرق دارد و به اصطلاح مشكل 250 ساله بشر است (لااقل در دنياي رياضي) وبراي اقدام از خارج كشور مجبورم به بعضي از خواسته‌هاي آنان تن در دهم و به قولي به آنها امتياز بدهم. چون در غير اين صورت مي‌بينيم كه ممكن است همچنان چاپ آن به تأخير بيفتد. در حاليكه تقاضاي بنده به راحتي در داخل كشور قابل برآورده شدن است واگر با يك جلسه رسمي، اولين كشور بودن ما را در اثبات فرضية، تثبيت نماييم، آنوقت تأخير آنها در چاپ هيچ اشكالي ايجاد نمي‌كند و هر قدر كه دلشان مي‌خواهد به تأخير بيندازند كه البته در آن صورت اين كار را نخوهند كرد و في‌الفور به چاپ خواهند رساند.

در پايان از همكاري نشريه محترم فراغي تشكر مي‌كنم. دست تك‌تك همشهريانم را (و در كل هموطنانم را) مي‌بوسم و افتخار مي‌كنم كه جزئي از آنها هستم.